تبلیغات
تــرنــم دوســـتی

تــرنــم دوســـتی
یـک فضـای باز، شن های تـرنـم، جای پای دوسـت ... 
قالب وبلاگ
   آزادی بیان با.....    

[ سه شنبه 1390/03/24 ] [ 22:37 ] [ مـدیـریـت وبـلاگ ] [ نظرات ]
سلام به همکلاسیان و اونکلاسیان! 

کارگاه قراره تشکیل بشه و پوستر زیر خودش گویاست 

اولویت هم که مشخصا با کسانیه که زودتر ثبت نام کنن 

روز و شب خوش 



[ یکشنبه 1391/02/24 ] [ 14:38 ] [ پـویـا کـیـانـی ] [ نظرات ]
امروزه شاهد این هستیم که موسیقی در امور مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. به طور مثال موسیقی در زمینه پزشکی، هم در شاخه های روانی و هم در شاخه های جسمانی، به عنوان نوعی درمان به کار گرفته می شود. موسیقی می تواند باعث کاهش فشار خون، درمان بیماری های روحی، درمان افسردگی به ویژه افسردگی پس از زایمان، کاهش اضطراب و استرس، درمان بی خوابی، رشد بهتر نوزادان نارس و ... شود. به غیر از این موارد، تاثیر موسیقی بر افزایش حافظه نیز بسیار جالب و قابل توجه است.
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ 00:12 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]
در این مطلب میخواییم که از جنبه پزشکی به این موضوع بپردازیم که مرگ ناگهانی در این گونه افراد به چه صورت رخ میده؟
کاری هم به جنبه های فلسفی و حقوقی این موضوع نداریم فقط وفقط میخوایم از جنبه علمی و پزشکی نگاه کنیم!



ادامه مطلب
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 21:08 ] [ حمـیدرضـا حـاجی هـاشمـی ] [ نظرات ]
گفتم: خسته‌ام

گفت: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/53)


گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت:
"فاذکرونی اذکرکم" منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: "
و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: "
واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله" کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!
گفت:
"عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)


ادامه مطلب
[ شنبه 1391/02/16 ] [ 11:44 ] [ فریبا کـریـمی فخـر ] [ نظرات ]
شاید از دیدن عنوان مترجم-مولف این کتاب که به چاپ nام رسیده ، شما هم در وهله ی اول به اندازه  من جا بخورید!








بله! استاد اخوتی که با همون چهره ی خاص - در عین داشتن صلاحیت علمی ای بیش از هر کس دیگه در کل استان اصفهان برای تدریس در دانشکده زبان، و عدم تحققش بعلتی نامعلوم برای من - هر روز به دانشکده ی ما رفت و آمد دارن.

چند باری وقتی رفته بودم مجتمع چهارباغ - که مامن کتابفروشی های وزین اصفهانه - دیدمشون و فهمیدم هفته ای حداقل 5-10 کتاب جدید مطالعه می کتن و از صحبتهایی که با افراد در حضور من میشد، پی بردم که ما کجا و این مردِ پیر کجا!

جالبه بدونید نام احمد اخوت - با ترجمه هایی از نویسندگانی مثل ویلیام فاکنر، خورخه لوئیس بورخس و ... -  در  کنار مترجمهای بنامی مثل نجف دریابندری ، بهمن فرزانه ، لیلی گلستان و م.ا به آذین قرار داره ،
و از کسانی هستن استاد که ناشر روی سرشون قسم می خوره!


و اما در مورد این کتاب بخصوص، خود من چون آنچنان انسان اسطوره دوست و روحباز!ای نیستم بجز از قلم بورخس و احمد اخوت و ارجاعات زیبای کتاب، از چیزای دیگه ی کتاب مخصوصا موضوع اصلیِ اون لذت آنچنانی ای نبردم. ولی اگر شما از جمله کسانی هستید که از خواندن در مورد فرازمین و فرشته ها لذت می برید، بهتر و نزدیکتر از قلم احمد اخوت و این کتاب چیزی پیدا نخواهد شد!


در ادامه ی مطلب توضیحی از نشر افق درباره ی این اثر گرانقدرِ استاد قرار داره.

ضمنا امیدورام از فردا روز ، با احترام بیشتری سر کلاسهای استاد بنشینیم.

ادامه
[ شنبه 1391/02/16 ] [ 00:01 ] [ پـویـا کـیـانـی ] [ نظرات ]
به ادامه مطلب برید تا ببینید سورپرایزمون چیه؟
ادامه مطلب
[ سه شنبه 1391/02/12 ] [ 22:08 ] [ حمـیدرضـا حـاجی هـاشمـی ] [ نظرات ]
در اکثر موارد برای متوجه شدن موضوع، کلمه فارسی رو انگلیسی تصور کنید و بالعکس !
ادامه مطلب

طبقه بندی: طـنـز،
[ یکشنبه 1391/02/10 ] [ 22:37 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]

ادامه مطلب

طبقه بندی: طـنـز،
[ یکشنبه 1391/02/10 ] [ 22:18 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]
آهویی دارم خوشگله، فرار کرده ز دستم / دوری ش برایم مشکله، کاشکی اونو می بستم ... !
ادامه مطلب

طبقه بندی: طـنـز،
[ یکشنبه 1391/02/10 ] [ 22:12 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]

بــــــــــــــله !


ادامه مطلب

طبقه بندی: طـنـز،
[ یکشنبه 1391/02/10 ] [ 22:09 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]
از اونجایی که مدتی بود پست طنز نذاشته بودم، دیگه گفتم تلافی کنم ... !
ادامه مطلب

طبقه بندی: طـنـز،
[ یکشنبه 1391/02/10 ] [ 22:04 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]

خواندیم که چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سر جایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.


ادامه مطلب >>






ادامه مطلب
[ یکشنبه 1391/02/10 ] [ 19:47 ] [ پـویـا کـیـانـی ] [ دیدگاه ها ]

مردی قصد داشت به ملاقات خدا برود، در راه با دو نفر برخورد کرد. فرد اول شخصی بود که در جنگل زندگی می‌کرد، روی سرش می‌ایستاد و همه نوع یوگا و کارهای این چنینی انجام می‌داد و قید و شرطهای زیادی برای خودش داشت و دائم خدا را صدا می‌زد. دستانش را باز کرده بود و در حالی که پاهایش در آب بود مثل دیوانه‌ها مدام می‌پرسید: خدایا چرا به ملاقات من نمی‌آیی؟ چرا با من دیدار نمی‌کنی؟ بهتر است به ملاقات من بیایی چرا این کار را نمی‌کنی؟
مرد مسافر که از آنجا می‌گذشت او را دید. مرد جنگل نشین پس از این که دانست او به دیدار خدا می‌رود گفت: حالا که به نزد خدا می‌روی از او بپرس چرا نمی‌آید تا من را ببیند؟ برای چه این کار را نمی‌کند؟
این در حالی بود که مرد جنگلی بسیار لاغر و نحیف شده بود و وضعیت وخیمی داشت. مرد مسافر گفت: بسیار خوب من در مورد تو با خدا صحبت خواهم کرد.
مرد به را خود ادامه داد تا به خیابان رسید. در آنجا مردی را دید که کنار خیابان نشسته است و ظاهراً جای دیگری ندارد و همان جا ساکن است. جلوتر رفت تا با او صحبت کند. وقتی به او رسید گفت: من به ملاقات خدا می‌روم آیا درخواستی از او نداری؟ مرد گفت: وقتی خدا را ملاقات کردی فقط یک چیز کوچک را به او خبر بده.
چه چیزی؟
فقط به او بگو که من غذا ندارم لطفاً مقداری غذا برایم بفرستد، گرسنه هستم.
مرد مسافر با تعجب پرسید چی؟ فقط همین!
سپس آن مرد بالا رفت و خدا را دید. خدا از او پرسید: آیا کسی را سر راهت ندیدی؟


ادامه مطلب
[ شنبه 1391/02/2 ] [ 12:00 ] [ فریبا کـریـمی فخـر ] [ نظرات ]

محمّد مُرادی معروف به شاه‌میرزا مرادی (۱۳۰۷ - ۱۳۷۶) نوازنده سرنا و از چهره‌های سرشناس موسیقی لری بود.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1391/01/31 ] [ 18:34 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]

آهنگایی که براتون گذاشتم همشون کار یکی از بهترین خواننده های لرستان و شاید به جرأت بشه گفت یکی از بهترین خواننده های ایرانه به نام ایرج رحمانپور.

که بهش لقب "سلطان آواز محلی ایران" و همچنین "حنجره ی زخمی و اساطیری زاگرس" رو دادن.

کتابی که من ازش متن شعر ها و ترجمه ی اونا رو نوشتم کتابیه با نام "تو را می نویسم، سرزمینم" که در واقع مجموعه اشعار ایشونه.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1391/01/31 ] [ 17:32 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]
تمام کوئیزا راس ساعت 12 برگزار میشن.
 تاریخ روز امتحان
91/1/23
 چهارشنبهنورواناتومی
91/1/27
یکشنبه
سروگردن
91/2/3
یکشنبه
ایمنی
 91/2/9
 شنبه فیزیولوژی قلب
 91/2/16 شنبه سروگردن
 91/2/23 شنبه نورواناتومی
 91/2/30 شنبه سروگردن
 91/3/3 چهارشنبه زبان
 91/3/10چهارشنبه
 ایمنی
 91/3/18 پنجشنبه فیزیولوژی عروق
 91/3/20 شنبه سروگردن



طبقه بندی: درسی،
[ شنبه 1391/01/19 ] [ 19:15 ] [ جواد محمدی نسب ] [ نظرات ]
جزوه فیزیولوژی آماده شد.

این جزوه فیزیولوژی رو آقای دکتر رفیعی آماده کردن و آقای دکتر شریفی هم کامل دیدن و صحت اون رو تایید کردن.
این هم آدرس آپلود شدش!

لیـــــــــــــنک



[ شنبه 1390/12/27 ] [ 19:09 ] [ حمـیدرضـا حـاجی هـاشمـی ] [ نظرات ]
 تاریخ  روز  کوئیز
 23/1/91  چهارشنبه  نورواناتومی
 27/1/91  یکشنبه  سروگردن
 4/2/91  دوشنبه  ایمنی
 9/2/91  شنبه  زبان
 16/2/91  شنبه  سروگردن
 20/2/91  چهارشنبه  فیزیولوژی قلب
 24/2/91  یکشنبه  نورو اناتومی
 30/2/91  شنبه  سروگردن
 9/3/91  سه شنبه
 فیزیولوژِی عروق
 16/3/91  سه شنبه
 ایمنی
 20/3/91  شنبه  سروگردن



طبقه بندی: درسی،
[ سه شنبه 1390/12/23 ] [ 19:32 ] [ جواد محمدی نسب ] [ نظرات ]

داستان تكان‌دهنده شام آخر


من این تابلو را قبلاً دیده‌ام! سه سال قبل، پیش از آن‌که همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه، آواز می‌خواندم، زندگی پر از رؤیایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تامدل نقاشی چهره "عیسی" شوم!


 

 

 

 لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلوی "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد:

او می بایست "نیکی" را به شکل "عیسی (ع)" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی (ع) که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می‌کرد.

کار را نیمه‌تمام رها کرد تا مدل‌های آرمانی‌اش را پیدا کند. روزی در یک مراسم، تصویر کامل "مسیح" را در چهره یکی از جوانان یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هایی برداشت.

سه سال گذشت. تابلوی شام آخر تقریباً تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.

کاردینال مسئول کلیسا، کم‌کم به او فشار می‌آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.

نقاش پس از روزها جست‌و‌جو، جوان شکسته و ژنده‌پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند؛ چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از اونداشت.

گدا را که درست نمی‌فهمید چه خبر است، به کلیسا آوردند. دستیاران سرپا نگهش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی‌تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه‌برداری کرد.

وقتی کارش تمام شد، گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشم‌هایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه‌ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت‌زده پرسید: "کی؟!" گدا گفت: "سه سال قبل، پیش از آن‌که همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه، آواز می‌خواندم، زندگی پر از رؤیایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تامدل نقاشی چهره "عیسی" شوم!

نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام چه زمانی سر راه انسان قرار بگیرند


[ شنبه 1390/12/20 ] [ 08:35 ] [ فریبا کـریـمی فخـر ] [ نظرات ]

پاره ای از او

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و کُند؛ و دورها همیشه‌ دور بودند. سنگ‌پشت‌ تقدیرش‌ را دوست‌ نمی‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می‌کشید. پرنده‌ای‌ در آسمان‌ پر زد، سبک؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست. کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی. من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ ناامیدی.

خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است. حتی‌ اگر اندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست، تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.

خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور. سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندکی؛ و پاره‌ای‌ از «او» را با عشق‌ بر دوش‌ کشید.


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/12/20 ] [ 08:07 ] [ فریبا کـریـمی فخـر ] [ نظرات ]
 روز تاریخساعت
امتحان
 شنبه 91/4/3 8-10 باکتری
 دوشنبه 91/4/510-12
روان
 چهارشنبه 91/4/7 14-16 سروگردن
 یکشنبه 91/4/11 8-10 ایمنی
 چهارشنبه91/4/14
 10-12 زبان
 جمعه 91/4/16 8-10 انقلاب
 دوشنبه 91/4/19 10-12 فیزیولوژی
 پنج شنبه
 91/4/22 12-13 نورو

تکلیف امتحان ایمنی و سروگرن عملی بعدا مشخص میشه که به احتمال زیاد  بعد از امتحانات پایان ترم برگزار میشه.




طبقه بندی: درسی،
[ سه شنبه 1390/12/16 ] [ 21:05 ] [ جواد محمدی نسب ] [ نظرات ]


        یه دور تموم شد...!
ادامه مطلب
[ جمعه 1390/12/12 ] [ 21:20 ] [ پـریسا جـعفـری ] [ نظرات ]
بالاخره طلسم شکسته شد !!

توی این هوای سرد یه صندلی داغ میچسبه!
مهمون این صندلی داغ یکی از بروبچه های خوابگاه پسراس! یعنی دکتر محمدرضا حاتمی!


بریم ببینیم چیکارش میتونیم بکنیم!
پیشنهاد میکنیم محمدرضا خان به میزان کافی پماد و بانداژ و... با خودشون همراه بیارن!

                               

فقط به دلیل سوزنده بودن این صندلی مراقب خود باشید!!                            
                                       
                              

[ جمعه 1390/12/5 ] [ 17:54 ] [ فــرد پاسخـگوی صـــندلی داغ ] [ نظرات ]
                                                                                  روز تو
                                                                  روزی که قلب  تو عاشقانه تپید!  



                                           




ادامه مطلب
[ سه شنبه 1390/11/25 ] [ 11:30 ] [ پـریسا جـعفـری ] [ نظرات ]

 

مجنون و مرد نمازگزار

روزی مجنون از سجاده شخصی عبور می کرد.
مرد نماز راشکست وگفت:مردک! درحال رازو نیاز باخدا بودم تو جگونه این رشته را بریدی؟
مجنون لبخندی زد و گفت:عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم و تو عاشق خدایی و مرا دیدی!

 

ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/11/24 ] [ 15:55 ] [ فریبا کـریـمی فخـر ] [ نظرات ]
میخواستم یه راست برم سر اصل مطلبو بگم تولد داریم!

تولدت مبارک!!


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/11/23 ] [ 00:01 ] [ حمـیدرضـا حـاجی هـاشمـی ] [ نظرات ]
یادت هست دوسال پیش رسیدن بهش آرزو همه مون بود....







ادامه مطلب
[ جمعه 1390/11/21 ] [ 11:10 ] [ حمـیدرضـا حـاجی هـاشمـی ] [ نظرات ]

شرکت خودروسازی هوندا در یک اقدام نشان داد که.....

                                                                 
          

ادامه مطلب

طبقه بندی: متفـرقـه،
[ یکشنبه 1390/11/16 ] [ 11:21 ] [ حمـیدرضـا حـاجی هـاشمـی ] [ نظرات ]

یادمان باشد که ،
من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام،
تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسان‌هاست ،
پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم……
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.

اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،نامت را انسانى باهوش بگذار.


[ یکشنبه 1390/11/16 ] [ 09:13 ] [ فریبا کـریـمی فخـر ] [ نظرات ]
[ دوشنبه 1390/11/10 ] [ 18:48 ] [ مـهدی خـادمـی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

درباره وبلاگ

متـعلق بـه دانشجـویان ورودی بهـمن 89 پزشـکی اصـفهان - گـروه 01

محیطی دوستانه ، شاد و پرانرژی

که سعی میکنیم برای ما یادآور این باشد که پزشک بسیار است و انسان کم ..
نظر سنجی
آیا جزوه سه جلسه سروگردن استاد ابوترابی که نوشته شد مفید بوده و مایل به نوشته شدن ادامه جلسات استاد ابوترابی هستید؟



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
چت باکس


امکانات وب

.